نظر علي الطالقاني
317
كاشف الأسرار ( فارسى )
است و از محبت او ذات خود را كه عين جمال و كمال است و از ابتهاج او به ذات خود به ابتهاجى كه عين ذات اوست محبت دارد به اولياء و دوستان خود كه به قدر امكان متخلق به اخلاق اويند و محب اويند ، و هر كس محب خود را لا بد به تبع خود دوست دارد و لكن نه چنين است كه هر كس محبوب خود را به تبع خود دوست دارد زيرا كه خودى خود بسا ملحوظ نيست . پس اگر محبت را به معنى خود كه در مخلوق است واگذاريم سلب او از خدا و اثبات آثار او لازم است ، و اگر از معنى ظاهر بيرون بريم اثبات او صحيح و مجاز لازم آيد ، و لكن ظاهر است كه اثبات او به معنى خلاف ظاهر كه مجاز باشد اگر تسليم مجازيت نمائيم بهتر است از سلب او ، چنانچه اين است بناى علماء ( قدس سرهم ) تا ممكن باشد ، مثل اثبات علم و صلوات ، و غير اينها چون سمع و بصر به معنى ديگر از براى خدا اثبات نمايند و هو العالم . بلكه توان گفت چون به تحقيق و دقت نظر ملاحظه شود محبت جز علم و معرفت نباشد ، چنانچه ظاهر است كه اگر جمال خوب و سيماى مرغوب در تاريكى ديده شود به قدر همان ديدن ناقص ميل و محبت ناقص پيدا شود هر چه روشنتر و ديدن ظاهرتر شود ميل و محبت كاملتر شود . و در فنّ اصول دين در مسألهء اراده تحقيق نموديم كه مشيت و اراده عين علم به اصلح است در مخلوق نيز ، چنانچه در خالق مسلّم است . و مشيت و شوق و ميل و محبّت عبارت اخراى يكديگرند زيرا كه از بديهيات است كه مشيت ميل و شوق است به غايت فعل ، كه از فهم غايت و تصور آن حاصل آيد و چون مسلّم شد كه اراده همان علم به اصلح است با آنكه مؤخر از مشيّت و ميل به غايت است ، معقول نيست كه مشيت علم به اصلح نباشد . پس بنابراين مشيت و محبت عين علم است و چون علم عين ذات است پس محبت خدا نيز ثابت است و عين ذات است و به قاعدهء مسلّمهء اتحاد عاقل و معقول ، معشوق شخص همان صورت معقوله است نه شخص خارج ، چنانچه صدر الحكماء در بيان اين مىگويد كه اگر دخترى را مثلا عاشق باشى و او اگر پير شود و يا به امر عرضى جمال او زايل شود و يا بميرد و از هم متلاشى شود باز عشق تو به آن صورت ذهنيهء تو باقى است و از او چيزى كم نشده . پس به اين بيان روشن ، در ممكن نيز محبت عين علم و معرفت است و از اين لازم نيايد كه چون يكى معشوق يكى شد به محض ديدن ، هر كه او را ديد عاشق شود . چه ، بسا باشد مكره طبع ديگران باشد و از ديدن و معرفت او متنفّر و مشمئز شوند . زيرا كه ما گفتيم هر مشيت و محبت عين علم و معرفت است نه هر علم و معرفت عين محبت ، زيرا كه از